در مارس ۲۰۲۶، نئوبانک هند، Fi، بیسروصدا لایه بانکی اپلیکیشن خود را تعطیل کرد. مشتریانی که از طریق رابط کاربری شیک Fi حساب پسانداز باز کرده بودند، ایمیلی دریافت کردند که میگفت حساب آنها مشکلی ندارد، ایمن است و موجودی آن کاملاً پر شده است، اما اکنون باید آن را از طریق FedMobile، اپلیکیشن متعلق به بانک فدرال، بانک دارای مجوز واقعی که تمام مدت آن حسابها را در اختیار داشت، مدیریت کنند. بانک فدرال این اقدام را «بازآرایی کسبوکار» نامید. Fi که از سال ۲۰۲۱ به بیش از ۳.۵ میلیون مشتری خدمترسانی کرده و بیش از یک میلیارد تراکنش را پردازش کرده بود، اعلام کرد که در عوض بر فناوری عمیق و هوش مصنوعی تمرکز میکند.
این داستان کوچکی است، اما نکتهی بزرگی در مورد نحوهی عملکرد فینتک مدرن میگوید. فای (Fi) هرگز یک بانک نبود. این یک اپلیکیشن با طراحی زیبا بود که بر روی زیرساخت یک بانک قرار داشت و وقتی این توافق به پایان رسید، اپلیکیشن بخشی بود که ناپدید شد، نه پول یا حساب اصلی. این تقریباً در مورد هر نئوبانک و اپلیکیشن سرمایهگذاری که استفاده میکنید صادق است و درک دلیل آن، نحوهی تفکر شما در مورد اپلیکیشنهای فینتک روی گوشیتان را تغییر میدهد.
نئوبانک، بانک نیست، بلکه یک رابط کاربری است
نئوبانک یک برند مالی صرفاً دیجیتال است که هیچ شعبهای ندارد و معمولاً حول یک اپلیکیشن جذابتر و تجربه کاربری بهتری نسبت به بانکهای سنتی ساخته میشود. چیزی که تقریباً هرگز ندارد، مجوز بانکی واقعی است. در هند، بانک مرکزی هند «نئوبانک» را به عنوان یک دسته دارای مجوز به رسمیت نمیشناسد. شرکتهایی مانند ژوپیتر و فی حسابهای پسانداز، کارتهای نقدی و ویژگیهای UPI خود را با همکاری بانک فدرال ساختهاند، در حالی که برخی دیگر به شرکایی مانند بانک اکسیس یا بانک دیسیبی متکی هستند. طراحی، پاداشها و تجربه محصول توسط اپلیکیشن انجام میشود. بانک تحت نظارت، سپردهها، مجوز و تعهد انطباق را در اختیار دارد.
این مختص هند نیست. چایم، یکی از بزرگترین نئوبانکهای ایالات متحده، نیز مجوز بانکی ندارد و از طریق بانکهای همکار فعالیت میکند. N26 و Revolut از این نظر متفاوت هستند که هر دو مجوزهای بانکی خود را در بخشهایی از اروپا دارند، که بخشی از دلیل تفاوت ردپای نظارتی آنها با چایم یا ژوپیتر است. الگویی که اهمیت دارد این است: «نئوبانک» یک لایه محصول را توصیف میکند، نه لزوماً یک لایه قانونی، و اپلیکیشنی که به آن اعتماد دارید و حقوق خود را به آن میدهید، ممکن است با یک مذاکره تجاری دیگر به دست دیگری بیفتد، دقیقاً مانند آنچه مشتریان Fi تجربه کردند.
اپلیکیشنهای سرمایهگذاری با منطق یکسانی اجرا میشوند
«بانک» را با «کارگزار» عوض کنید و همین داستان در سرمایهگذاری نیز تکرار میشود. یک SIP یا اپلیکیشن معاملات سهام جذاب به ندرت زیرساخت تسویه حساب خود را دارد یا از ابتدا به عنوان شرکتکننده سپردهگذاری خود عمل میکند. در هند، هر واسطه ثبتشده در SEBI، چه یک اپلیکیشن صندوق سرمایهگذاری مشترک، چه یک کارگزار تخفیف یا یک پلتفرم مدیریت ثروت، باید KYC را از طریق یک آژانس ثبت KYC ثبتشده در SEBI، سیستمی که تحت مقررات KRA SEBI در سال ۲۰۱۱ معرفی شده است، هدایت کند. KYC خود را یک بار با هر KRA، مانند CAMS KRA یا بازوی KRA NSE، تکمیل کنید و هر پلتفرم ثبتشده دیگر در SEBI میتواند همان سابقه تأییدشده را به جای اینکه شما را دوباره در این فرآیند قرار دهد، دریافت کند. این نسخه دنیای سرمایهگذاری از کاری است که eKYC مبتنی بر Aadhaar برای حسابهای بانکی انجام میدهد، یک هویت تأییدشده، قابل استفاده مجدد در همه جا.
در سطح جهانی، شکل آن مشابه است، حتی اگر ساختار آن متفاوت باشد. رابینهود، ولثفرانت و اکثر برنامههای سرمایهگذاری خرد، در بالای شرکتهای تسویه و تهاتر و متولیانی قرار دارند که در واقع اوراق بهادار را نگهداری و تسویه میکنند. این برنامه، لایه تجربه است. زیرساخت زیرین، تنظیمشده، استاندارد شده و عمدتاً برای کاربر نهایی نامرئی است، تا زمانی که چیزی تغییر کند و شما متوجه شوید که از ابتدا آنجا بوده است.
پذیرش سازمانی (Onboarding) درِ ورودی است و اکنون یک مشکل API محسوب میشود.
چه بخواهید یک حساب نئوبانک باز کنید و چه یک حساب SIP، اولین چیزی که اتفاق میافتد تأیید هویت است و اینجاست که لایه API نقش خود را ایفا میکند. یک پشته (Stack) آنبوردینگ (Onboarding) خوشساخت، تأیید Aadhaar یا PAN را انجام میدهد، رجیستری مرکزی KYC را برای یافتن سابقه موجود بررسی میکند و برای حسابهای تجاری یا MSME، پروندههای GST را تأیید میکند، و همه اینها از طریق چند فراخوانی API به جای مراجعه به شعبه و انبوهی از فتوکپیها انجام میشود. این دقیقاً همان نوع زیرساختی است که Decentro ارائه میدهد. رابطهای برنامهنویسی کاربردی احراز هویت مشتری (KYC) برای این ساخته شدهاند که چکهای مبتنی بر Aadhaar، PAN، CKYC و GST را در یک یکپارچهسازی واحد قرار دهند، بنابراین یک نئوبانک یا اپلیکیشن سرمایهگذاری مجبور نیست به تنهایی با هر رجیستری دولتی رابطه جداگانهای برقرار کند.
این موضوع بیش از آنچه به نظر میرسد اهمیت دارد. فرآیند آشنایی با سیستم (Onboarding) معمولاً بزرگترین عامل ترک کاربر در هر محصول فینتک است. هر سند اضافی، هر مرحله بررسی دستی، فرصتی برای یک مشتری واقعی است تا در نیمه راه از ادامه کار منصرف شود. برنامههایی که در ظاهر سریع به نظر میرسند، تقریباً بدون استثنا، در باطن نیز به سرعت و به صورت خودکار تأیید میشوند.
بخشی که هیچکس به آن فکر نمیکند: پرداختهای مکرر
این بخشی از زیرساخت نئوبانک و اپلیکیشن سرمایهگذاری است که با وجود انجام بیشترین کار، کمترین توجه را به خود جلب میکند. SIP تنها در صورتی کار میکند که برداشت ماهانه واقعاً، به طور قابل اعتماد، برای سالها اتفاق بیفتد، بدون اینکه سرمایهگذار مجبور باشد هر بار پرداخت را به صورت دستی تأیید کند. در هند، این کار از طریق UPI AutoPay، سیستم اجباری NPCI که در سال ۲۰۲۰ راهاندازی شد، انجام میشود که به کاربر اجازه میدهد یک بار برداشت مکرر را با پین UPI خود تأیید کند و سپس پرداختهای بعدی به طور خودکار تا سقف تعیین شده، ۱۵۰۰۰ روپیه برای پرداختهای مکرر عمومی و تا ۱ لک روپیه برای دستههایی مانند SIPهای صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، حق بیمه و EMIهای وام، قبل از شروع مجدد احراز هویت، پردازش شوند. سیستمهای قدیمیتر مانند NACH e-mendates هنوز هم بسیاری از این موارد را مدیریت میکنند، به خصوص برای برداشتهای مکرر با ارزش بالاتر یا مبتنی بر حساب بانکی.
نئوبانکها به دلیلی متفاوت بر همین ریلها تکیه دارند: ویژگیهای ذخیره خودکار، انتقالهای دورهای به «گلدانهای» پسانداز، صورتحساب اشتراک برای سطوح پریمیوم و دستورالعملهای دائمی، همگی به زیرساخت پرداخت دورهای قابل اعتماد و کمخطا وابسته هستند. اشتباه در این مورد نه تنها به کاهش درآمد منجر میشود، بلکه به این معنی است که یک SIP بیسروصدا سرمایهگذاری را متوقف میکند یا یک هدف پسانداز بیسروصدا متوقف میشود و کاربر اغلب تا ماهها بعد متوجه نمیشود. این دقیقاً همان نوع لولهکشی Decentro است. APIهای پرداختهای دورهای برای مدیریت و کنترل الزامات UPI AutoPay و NACH ساخته شدهاند، بنابراین یک محصول فینتک میتواند بدون نیاز به ادغام چندین بانک و NPCI، بدهیهای مکرر را تنظیم، پیگیری و دوباره امتحان کند.
آنچه داستان فی واقعاً میآموزد
برای لحظهای به Fi Money برگردیم. دلیل اینکه مشتریانش حتی یک روپیه هم هنگام بسته شدن برنامه از دست ندادند، دقیقاً به این دلیل است که زیرساخت زیربنایی، یعنی حساب بانکی واقعی، از ابتدا متعلق به Fi نبوده است. این حساب تمام مدت متعلق به بانک فدرال، یک نهاد تحت نظارت، بوده است. این برنامه میتواند یک شبه ناپدید شود، زیرا این برنامه هرگز جایی نبوده که رابطه مالی واقعی در آن جریان داشته باشد.
این یک نقص در مدل نئوبانک نیست، بلکه مدلی است که طبق طراحی کار میکند. درس این ماجرا برای هر کسی که محصولات فینتک را میسازد یا فقط از آنها استفاده میکند این است که رابط کاربری قابل تعویض است و زیرساخت زیر آن قابل تعویض نیست، یا حداقل نباید باشد. به همین دلیل است که بخش زیادی از نوآوریهای واقعی صنعت فینتک از طراحی اپلیکیشن به لایه API منتقل شده است: تأیید هویت، مدیریت دفتر کل، مدیریت دستورالعملها و انطباق، چیزهای نه چندان جذابی که تعیین میکنند آیا پول شما واقعاً ایمن است و SIP شما واقعاً طبق برنامه اجرا میشود، صرف نظر از اینکه کدام اپلیکیشن امسال روی آن قرار دارد.